أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

413

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

بنابراين ، ارتباط عثمانىها با مكه بسيار قديمى بود و به اسلاف سلاطين عثمانى بر مىگشت ، آن هم زمانى كه هنوز قسطنطنيه را فتح نكرده و در بورسا بودند . آنان بعد از فتح قسطنطنيه ، پايتخت خود را به آنجا منتقل كردند . همان زمان - يعنى از يك قرن پيش از فتح مصر - عثمانىها اهل خير و نيكى در حق مكيان بودند . سليم و مكه بحث ما در بارهء شريف مكه ، به شريف بركات خاتمه يافت و اين كه پس از تسلط بر آن شهر ، فرزندش ابونمى را هم در ادارهء امور شريك خود گردانيد . هنوز هلال 923 آغاز نشده بود كه اخبار فتوحات عثمانى به مكه رسيد . به دنبال آن ، تفصيل خبر مربوط به سقوط چراكسه در مصر و استقرار دولت عثمانى در آنجا به مكه و اصل شد . اندكى بعد نمايندهء دولت عثمانى به مكه رسيد و شريف را در امارتش بر مكه تأييد كرد ، مشروط بر آن كه بپذيرد براى خليفهء جديد عثمانى دعا كند . بركات چاره‌اى جز موافقت نداشت و نيز اين كه فرزندش ابونمى را به نيابت از خود نزد سلطان سليم به مصر بفرستد تا پيوندش را با دولت جديد استوار كند . دحلان مىنويسد : « 1 » سپاه عثمانى در زندان مماليك چركس ، شمارى از اهل مكه را يافتند كه به خاطر دشمنى با بركات در آنجا به سر مىبردند و آنان ايشان را آزاد كردند . « 2 » سپس مىافزايد : عثمانىها سپاهى را براى حمله به مكه آماده كردند كه قاضى مكه صلاح الدين بن ظهيره آنان را از اين كار باز داشت . وى كه خود يكى از زندانيان بود ، خواست تا تفصيل آنچه را در داخل خاندان امارت در مكه كه همين اشراف بودند ، بود به بركات بنويسد ؛ و اين كه او باورش اين است كه بركات در ايجاد روابط حسنه با عثمانىها مخالفتى نخواهد داشت . عثمانىها اين پيشنهاد را پذيرفتند . قاضى همچنين براى امير

--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، ص 50 . ( 2 ) . منائح الكرم ، ج 3 ، ص 227 ؛ الاعلام ، نهروالى ، ص 284 ( با تفاوت ) . « ج »